انسان ها چوبی اند......
با دماغ عشقی دراز تر از دروغ !
نهنگ خیانت هر دم........
ژپتوی وجدانشان را می بلعد.....
.....و
دیگر ته هیچ قصه ای .....
پــیــنــوکــیــو آدم نمی شود!
زن:-نه، واسه چي؟
مرد:-اومديم و من يه وقت رفتم، تو بايد يادت بره قرصاتو بخوری آخه؟؟؟؟؟؟
زن:- تو نباشي من واسه چي بايد قرص بخورم ؟زندگی بدون تو رو میخوام چکار؟؟؟؟؟؟
مرد:کاشکی همه عاشقا مثل تو بودن عزیزدلم من هیچوقت تنهات نمیذارم...
می گویند :
خوش به حالت ...
از وقتی رفته خم به ابرو نیاوردی ...
نمی دانند ، بعضی دردها کمر خم می کند نه ابرو !!

ﻧﻪ ﺟﺎﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ!
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ!
ﺗﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ!
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ!
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...
ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...
ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﻃﻼﻓﺮﻭﺷﯽ ﻫﺎ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ!
عشقم بعد از مدتی با خنده هاش تو بغل دخترای دیگه منو از یاد میبره
ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻫﺎﯾﺸﺎﻥ
ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ !..
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...
ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ